.

مفهوم خسارت یا ضرر و انواع خسارت در بیمه

برخی لغت شناسان واژه خسارت را به معنی ضرر کردن، زیان بردن، گمراه گشتن دانسته اند و هم چنین از لحا لغوی واژه ی ضرر را برابر با گزند، نقصان، تنگی و بدحالی، زیان و در مقابل نفع معنی کردند. اما آن چه مسلم است که خسارت تعریف قانونی ندارد و آن چه آشکار است، اینکه واژه خسارت اعم از کلمه ی ضرر است، زیرا واژه ی خسارت نه تنها به معنی این است که زیان و گزندی به دیگری وارد شده بلکه به معنی تاوان و غرامتی که به زیان دیده داده می شود نیز می باشد.

اما در تعریف ضرر یا معنای اعم آن یعنی خسارت برخی حقوقدانان معتقدند که در هر جا که نقصی در اموال ایجاد شود یا منفعت مسلمی فوت گردد یا به سلامت و حینیت و عواطف شخصی لطمه ای وارد شود گویند ضرر به بار آمده است.

البته بارها قانونگذار واژه ی خسارت و ضرر را در مواد قانونی به کار برده است از جمله در ماده 111 قانون مدنی که واژه ی خسارت را به معنای لغوی ضرر و زیان و در ماده ی 113 قانون مدنی 9 واژه ی خسارت را به معنای چیزی که برای جبران ضرر باید تأدیه شود استعمال کرده است. که پیشتر در باره ی این دو وجهی بودن واژه ی خسارت بحث شد.

از آن جا که در این گفتار معنی زیان و آسیب واژه ی خسارت در کنار واژه ی ضرر مطمح نظر می باشد. پس ناگزیر از تقسیمات خسارت و انواع آن هستیم که در ذیل توضیح داده می شود.

انواع خسارت

در واقع، تقسیم بندی خسارت این امتیاز را فراهم می کند تا به طور مجزا و جداگانه به هر یه از اقسام خسارت یا ضرر پرداخته شود و به تفصیل و توضیح جامع و کامل هر یه از آنها پرداخته شود. تقسیم بندی خسارت به شیوه های گوناگون صورت می گیرد از آن جمله است که گاهی خسارت را به دو دسته ی عمده تقسیم می کنند: 1 . خسارت مادی 2 . خسارت معنوی.

خسارت مادی را هم شامل خسارت به جسم و جان و هم مشمول ضرر به اموال می دانند. و خسارت معنوی را در مقابل آن می دانند چون جنبه ی مادی ندارد.

برخی هم خسارت را به اعتبار این که به یه شخص وارد می شود، فردی و از آن جهت که به یه گروه وارد می شود، در حالی که نتوان فرد معین یا افراد مشخصی از آنها را متضرر به شمار آورد، جمعی تلقی می کنند.

هم چنین برخی دیگر از حقوقدانان به منشأ خسارت توجه می کنند و برای ایجاد خسارت دو منشأ قائل هستند و معتقدند که خسارت یا ممکن است منشأ مدنی داشته باشد یا منشأ جزایی و به این اعتبار آن را تقسیم بندی می کنند.

لیکن تقسیم بندی دیگری هم برای خسارت وجود دارد که در این پژوهش، از این ملاک و معیار برای معرفی اقسام خسارت بهره برده شده است. آن، این که برخی از نویسندگان  حقوق اسلامی ضرر و خسارت را از آن جهت که به مال تعلق می گردد، ضرر مالی و بدان دلیل که به بدن وارد « می شود، خسارت بدنی و بدان جهت که به عرض و شرف تعلق می گیرد، خسارت معنوی دانسته اند، .» که البته این تقسیم بندی در حقوق فرانسه هم وجود دارد  پس با این تفاسیر معیار تقسیم بندی سه گانه را در نظر می گیریم

و خسارت یا ضرر را به سه دسته مجزا تقسیم می کنیم: 1 . خسارت مالی 2 . خسارت بدنی (جانی) 3 . خسارت معنوی.

الف: خسارت مالی : خسارت مالی، زیان وارده به مال و دارایی شخص است یا بنابر وجهی تلف کلی یا جزئی مالی یا فوت منفعت  ویژه کالای مادی بود. ولی پیشرفت های زندگی کنونی به  مال  در گذشته واژه ی تدری آن را از این معنی محدود و ابتدائی خارج ساخته است، چندان که امروز به تمام عناصر گوناگون دارائی (مانند زمین و اموال منقول و مطالبات و حقوق مالی، و حتی حق تألیف و اختراع و سرقفلی) نیز مال گفته می شود  حال خسارتی که به این قسم از حقوق ناشی از اموال وارد آید، اصطلاحا خسارت مالی نامیده می شود. و این نوع خسارت به پول قابل تقویم و تبدیل می باشد و از نظر وقوع آن ممکن است هم به صورت فقدان شی موجود باشد (تخریب شی)یا به صورت فقدان نفع (بازرگانی به علت آنکه فروشنده کلی، کالا را به وی تحویل نداده، نتوانسته است، آن کالا را در بازاری مساعد بفروشد، از نظر مالی که موضوع خسارت است، این مال می تواند شی، مادی باشد )خساراتی که از تصادم دو خودرو حاصل شده  از بین رفتن مال ممکن است به صورت از بین رفتن عین، منفعت یا حق به منصه ظهور برسد، این « نحوه ی تقسیم بندی بر مبنای ماده 18 قانون مدنی که مال را شامل اعیان، منافع و حقوق می داند شکل» گرفته است  یکی از انواع مال عین می باشد، از بین رفتن عین عبارت از نابود شدن مالی که قبلا موجود بوده یا ناقص و معیوب شدن و یا تلف شدن. از بین رفتن منفعت به این معنیست که شخص از منافعی که عادت از آن مال انتظار دارد محروم می شود. برای منال راننده تاکسی که از وسیله ی نقلیه خود کسب معاش می کرده است در اثر سانحه ی رانندگی، تاکسی اش نابود شده است که در اینجا منافعی که می توانستند از این طریق کسب کند تفویت شده است.

و اما از بین رفتن حق که در زیر مجموعه ی خسارت مالی نام برده شده است. حقوق یه مال می تواند حق انتفاع، حق ارتفاق و مانند اینها باشد.

شخصی که از وسیله ی نقلیه خود برای هرگونه انتفاعی در زمینه ی مسافرت، نقل از جایی به جای دیگر و به تفرج رفتن به وسیله ی آن استفاده می کرده است.

می تواند بعد از به وجود آمدن سانحه و تصادف رانندگی و از بین رفتن حقوق مسلم خود در زمینه ی انتفاع از وسیله نقلیه اش مدعی جبران خسارت در رابطه با انتفاع از آن باشد. منتها در رابطه با حقوق شرایطی لازم است که قابل جبران باشند.

قانون گذار هم در قانون بیمه اجباری خسارات وارد شده به شخص ثالث در اثر حوادث ناشی از وسایل نقلیه به اختصار و با توجه به خود قانون بیمه خسارت مالی را تعریف کرده است: زیان هایی که به سبب حوادث مشمول بیمه موضوع این قانون به اموال « بند ب ماده یه مقرر کرده» شخص ثالث وارد شود

ب: خسارت بدنی (جانی)

بدن در لغت ساختمان کامل یه موجود زنده و پیکره ی آن و تن معنی می دهد. و جان در تعریف لغت شناسان نفس، روح انسانی معنا شده است.

هرگونه صدمه و آسیبی که به این پیکره که روح انسانی در آن دمیده شده است، وارد آید خسارت بدنی نامیده می شود. و شدت و ضعف این صدمات و سوانح که مخصوصا در این جا ناشی از رانندگی می باشد، ممکن است متفاوت باشد، که تقسیم بندی بر اساس میزان صدمه به بدن (جان) در ذیل آورده شده است. البته قانون گذار در قانون بیمه اجباری مصوب 10 / 1 / 89 از تعریف خسارت بدنی غفلت نکرده است. و خسارت بدنی را این گونه مقرر کرده است: هر نوع دیه یا ارش ناشی از هر نوع صدمه به بدن مانند شکستگی، نقص و از کارافتادگی عضو اعم « از جزئی یا کلی موقت یا دائم، دیه فوت و هزینه معالجه با رعایت ماده ( 69 )این قانون به سبب حوادث مشمول بیمه موضوع این قانون

1 . آسیب دیدگی سطحی بدن

گاهی حادثه ای که برای بدن و تمامیت جسمانی یه فرد اتفاق می افتد و مشخصا با توجه به عنوان این پژوهش که ناشی از حوادث رانندگی هم باشد، فقط منجر به آسیب دیدگی به بدن می شود که این آسیب دیدگی شدتی را که سایر ضربات به بدن شخص ممکن است ایجاد کرده باشد، در پی ندارد. برای منال منجر به کبودی، کوفتگی و زخمی سطحی و نه عمیق، خراشیدگی در بدن شخص آسیب دیده می شود. در این جا صدمه ی نشانه رفته به پیکره ی شخص را فقط آسیب دیدگی صرف می نامیم.

2 . نقص عضو

در برخی موارد آسیب و ضرری که در یه حادثه ی رانندگی به جان و بدن شخص وارد می آید، فراتر از یه آسیب دیدگی صرف است. بلکه شدت آن به قدری است که شخص دچار نقص در بدن خود می شود. از آن جمله شکستگی اعضا، از دست دادن عضوی و از کار افتادگی به صورت موقت یا دائم.

شکستگی استخوان، آسیبی عمیق است، زیرا نیاز به طول درمان و جوش خوردن استخوان و عضو آسیب دیده دارد. از دست دادن عضو از آن هم بالاتر است، زیرا اگرچه احتمال قوی برای جوش خوردن استخوان برای یه فرد نرمال و معمول وجود دارد ولی از دست دادن عضو یا نقص عضو بدین معنیست که آسیب آن قدر جدی بود که بخشی از پیکره ی شخص در آن برای همیشه از دست رفت. گاهی این صدمم ات و آسیب ها سبب می شوند که شخص برای مدتی گاه به طور موقت و گاها به صورت دائم از کار افتاده شود. و برای مدت بالنسبه مدیدی خانه نشین شود و بعد از گذراندن دوره ای به وضع سابق خود برگردد و در برخی موارد برای همیشه ناتوان از بیشتر کارهایی که پیشتر از تصادف و سانحه انجام می داد بشود. که همه ی اینها در واژه ی از کارافتادگی معنا پیدا می کند.

3 . فوت (خسارت به جان)

گاهی سانحه ی رانندگی فاجعه ای را به بار می آورد که با ارزش ترین گوهر انسانی یعنی جان (نفس) انسان را نشانه می گیرد و حادثه به گونه ای رقم می خورد که خسارتی که ب ه بار می آید با سایر خسارت ها متفاوت می شود. جان شخص برای همیشه از دست می رود.

و فرد می میرد. این ضرر سنگین ترین و سهمگین ترین خسارتی است که نه تنها در حادثه رانندگی بلکه در سایر حوادث برای اشخاص ممکن است روی دهد.