.

 

ارزش بیمه در جامعه

بیمه برای جامعه از دیدگاههای مختلف ارزشمند است. اطلاعات عمومی در مورد سهم بیمه در کل اقتصاد و جامعه، پایین است. سیاست گذاران، بیمه گذاران و عموم مردم تنها هنگامی به ارزش گذاری بیمه میپردازند که خسارتی اتفاق بیفتد و انتظار جبران خسارت از سوی بیمه داشته باشند.

مهمترین عملکرد بیمه برای جامعه، ارائه تمهیدات تسهیم ریسک، تقسیم ریسک، انتقال ریسک و نیز ارائه ضوابط جلوگیری از خسارت است، که اساس مدل کسب وکار بیمه برای یک اقتصاد با عملکرد خوب است، اما این خصوصیت تا حد زیادی پنهان مانده است. بیمه پذیربودن، مرز بین نقش بیمه به عنوان فعال بازار و نقش دولت در تضمین رفاه اجتماعی جامعه را نشان میدهد. در جایی که ریسکها، بیمه پذیر نیستند، دولت هیچ مداخلهای انجام نمیدهد، اما هیچگونه نگرانی در مورد ریسکهای بیمه شدنی و ریسک ای بیمه شده وجود ندارد. در نتیجه بیمه، همراه با دولت برای جبران خسارت و جلوگیری از خسارت فعالیت میکند. تنها امتیاز کسب وکار بیمه این است که امنیت خاطر را فراهم میکند، که این امنیت یک واقعیت ناخودآگاه است که قابل اندازه گیری نیست، بر خلاف دارایی های تحت مدیریت بیمه و نیز سهم بیمه گذار از تولید ناخالص داخلی. ما برخی از حوزه های بیمه را که نشاندهندة نقش بیمه درون جامعه است، مشخص میکند.

بیمه چگونه به مشتریان، شرکتها و جوامع کمک میکند؟

 بیمه گران، اشخاص و مؤسسات تجاری را بیمه میکنند. اشخاص یک محصول بیمهای را به منظوراجتناب از مواجهه با یک بار مالی در صورت بروز آسيب و صدمــه ناشــی از روی دادن یک حادثه خــاص (بيمه غيرزندگی)، ذخيره مالی برای پروژه ای خاص یا کاهش ریسک هــای طــول عمــر، مرگ و ميــر و ازکار افتادگی انتخاب می کنند (بيمه عمر و بازنشستگی).

 

 آرامش ذهنی افراد

 شایع تریــن محصول بيمة غيرزندگــی، بيمة مسئوليت شخص ثالث وسایل نقلية موتوری است. اگر یک شخص مسبب تصادف باشد، موظف به جبران خسارتهایی است کــه به شخص ثالثــی که مقصر نســت، وارد شده است. باتوجه به پيامدهای تصادف، الزم است فرد مبلغ زیادی پول بپردازد (اعم از صورتحساب بيمارستان، ازدست دادن درآمــد آتی به اضافه خسارت های مــادی). با تهيه کردن بيمة شخص ثالــث وسایل نقل وسایل نقليه موتوری، شخص تضمين می کنــد که خسارتهای شخص ثالث پرداخت می شود، در حالی که پرداخت غرامت بر موقعيت مالی آن شخص، تأثير چشمگيری نخواهد داشت. هنگامی که یک شخص، بيمة عمر یا بازنشستگی دارد، پول خود را به طــور منظم، جهت ایجاد سرمایه برای یک هدف و پروژهای خاص یا افزایش مزایای دوران بازنشستگی ذخيــره می کند. به طورکلی بيمه از شخص در حفظ ثبات موقعيت مالــیاش پشتيبانی میکند. بيمه بــه افراد کمک

میکنــد تا بــا صرفه جویی از هزینه هــای غيرضروریشان بكاهنــد و آنان را قادر میسازد کــه ذخایر مالی خود را بــه پروژههــای دارای بازگشت سرمایــه بالاتر تخصيص دهنــد. بنابراین بيمه، موجــب سرمایه گذاری های بزرگ از طریــق کاهش ميزان محدود سرمایه در زمينه های نسبتا بی فایــده میشود. اگر یک فرد به جــای بيمه از خدمات سنتی بانكــی استفاده کند، قادر خواهــد بود پس اندازی داشتــه باشد که در صورت نياز، به سرعت آن را برداشت کند. امــا او ممكن نيست به اندازه بيمه گران، هنگامی که در ابعــاد بين المللی سرمایه گــذاری میکنند، به امكانات سرمایه گذاری دسترسی داشته باشد. همچنين فرد قادر به ایجاد پس انداز مناسبی جهت پوشش خسارتهای ناشی از حادث های بيمه شدنی در آینده نخواهد بود.

محرک اقتصادی و شبكه ایمنی برای مؤسسات تجاری

هماننــد افــراد، شرکتهای تجاری هــم میتوانند درمعــرض ادعای خسارتهای ناشــی از یک حادثة خاص قرار گيرند. برای مثــال توليدکنندگان هم برای محصول معيوبــی که به یک شخص خاص خســارت وارده کرده مسئولنــد. ازآنجاکه محصولات در حجم وسيع فروخته میشوند، یک توليدکننده به راحتی ممكن است با تعداد زیادی از مصرف کنندگان مواجه شود، در نتيجه ملزم به پرداخــت ميزان زیادی از غرامت است. اگر یک شرکت تجــاری قادر به انتقال ریسک بــه بيمه گر از طریق خرید بيمه نامه نشــد، الزم است تا ذخيرة سرمایهای برای جبران ادعاهای خسارت بالقــوة مربوط به محصولات مرجوعی داشتــه باشد. بنابراین این شرکــت سرمایة کمتری جهت سرمایه گذاری و نــوآوری در توليــد دارد. بدین طریق، بيمه به وسيلة تقبــل ریسک هایی که شرکتهای تجاری به طورمعمــول با آن مواجه میشونــد، از توسعة قتصادی حمایت میکند.

تأمین آینده جمعیت سالمند

  اهمیت نقش بیمه های بازنشستگی در حال افزایش است، به خصوص باتوجه به جمعیت سالمندان که به طور قابل ملاحظه در کشورهای صنعتی، باتوجه به شرایط بهتر زندگی و بهبود روشهای درمانی پزشکی رو به رشد است. در همان زمان باوجود این واقعیت که برخی از دولت ها سن بازنشستگی را افزایش دادند، امکانات بازنشستگی سریعتر از موعد قانونی، انگیزه افراد را برای ترک کار در زمانی که میتوانند از لحاظ کاری مفید باشند، افزایش میدهد. تنها ایاالت متحده آمریکا و از سال 2011 انگلستان سن قانونی برای بازنشستگی را تعیین نکرده اند که این امر، کارفرمای ان و کارمندان را برای توسعة اشکال جدیدی از اشتغال و به کارگیری نوعی آنها را کارگران نیروی کار تهیه میکند که اصطالحا نقره مینامند.

در نتیجه، دوره های بازنشستگی به طور قابل مالحظه ای طوالنی تر شده است و بازنشستگان میزان بیشتری از پس انداز را جهت گذران زندگی خود به صورت استاندارد درخواست میکنند. نسل فعلی بازنشستگان هنوز در حالی از صندوق های تأمین اجتماعی سود میبرند که در زمانی که نرخ زاد و ولدو بازار کار مشارکتی بالاتر رفته بود تا حد زیادی تأمین مالی شده اند، نسل جوان امروز تا حد زیادی بر صندوق های خصوصی و پس اندازهای شخصی تکیه میکنند. صندوقهای تأمین اجتماعی فعلی براساس قرارداد بین نسلی تعهدات پرداخت به تعداد فزاینده بازنشستگان را دارد و انتظار میرود منافع را برای ذینفعان آینده کاهش دهد. بهعالوه، رو به افزایش بودن تغییر کارفرمایان، طرح های منافع قطعی را به طرحهای مشارکت قطعی تغییر داده است.